و دیگه ... - تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 17:09
یه دورانی آدم کلی آرزو برا خودش میچینهبدتر اینکه یجایی میرسه که فکر میکنه به آرزوهاش رسیدهولی تموم آرزوهاش و میزاره تو یه صندوق و ...فکر میکردم روزی که قراره پیش بیاد جوره دیگه ایه ولی خب ...تنها کاری که برای راحتیش به فکرم رسید مجبور کردن خودم به تاهل اونم از طریق زور خانواده بود، پس ...به هر مشاور...
آرزویی که باعث از دست دادن کاملت شد - تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 17:09
سلام میکنم بهت اگر دیدی و خوندی یا حتی هیچ وقت نبینیهزاران بار تبریک بهت بابت رسیدن به چیزی که واقعا از ته دلت خواستی و براش تلاش کردیحسی که الان دارم پر از خوشحالی بخاطر رسیدن به آرزوته و خیلی زیاد مخلوطی از حس های دیگه مثل اطمینان از اینکه هر راهی رو برای خلاصی ازم بکار بردی و ....کلی حرف تو وبلاگ...
لذت تبریک تولد عزیزترین - تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 17:09
از وقتی فهمیدم وبلاگ رو میخونی هی میخوام بنویسم. می خواستم از هر نوشته ای که تو این مدت برات از ته دلم نوشتم یه جمله رو گزینش کنم (که تعداد این نوشته ها هم کم نیست) و بنویسم تا بدونی چقدر ازت مینویسم ولی منصرف شدم. پس به این نتیجه رسیدم درباره حس شعف و شوقی بنویسم که از جواب دادنت به تبریکم ایجاد شد...