خرید بک لینک

سلام میکنم بهت اگر دیدی و خوندی یا حتی هیچ وقت نبینی

هزاران بار تبریک بهت بابت رسیدن به چیزی که واقعا از ته دلت خواستی و براش تلاش کردی

حسی که الان دارم پر از خوشحالی بخاطر رسیدن به آرزوته و خیلی زیاد مخلوطی از حس های دیگه مثل اطمینان از اینکه هر راهی رو برای خلاصی ازم بکار بردی و ....

کلی حرف تو وبلاگ خودت نوشتم ولی حس کردم اینجا هم باید بنویسم، نه به اون غلظت ولی هرچقدر که میتونم باید بنویسم

امیدوارم به همه آرزوهای از ته دلت مثل ابن برسی چون بهت هزاران بار گفتم که وقتی یه چیز رو واقعا بخوای حتما بهش میرسی

امیدوارم کنار خانواده و تمام دوستان قدیمی و جدیدت خوشحال و موفق و شاد باشی که هرکاری کنی خنده های قشنگت آرزوم بوده چون همیشه میگم که خیلی بیشتر از تصور خودت ارزشمند و قشنگ و پر از ... هست

خوشحال و موفق باشی زیباترین موجود آشنای دورافتاده زندگی کوتاه من

خداحافظت و برای آخرین بار تکرار میکنم فدای تمام لحظات شادی و خنده و دل مهربونت

-----------------------------------

دیشب اونقدر احساس دلتنگی و ناراحتی از اینکه لیاقت دیدنت موقع رفتن رو نداشتم بهم فشار آورد که دوباره به آرشیو ویس های گوشیم رفتم و تمام اونا رو چندبار گوش کردم، هی گوش کردم و بهت جواب دادم. هیچ کس اندازه تو برام عزیز نبود، خوشبحال اونایی که الان لیاقت داشتنت رو پیدا کردن و میتونن صدای خنده هات و حتی اون صورتت با آرایش کاملا خاصت رو ببینن

۳ تا شماره ازت داشتم که دوتا از اونا اکانت واتس آپ داشت
به هر دوتاش پیام فرستادم ولی یکی از اکانتات بعد پیام من کلا محو شد(یا پاک کردی یا بلاک)
اکانت دیگه هم اصلا خبری ازت نیست و آنلاین نمیشی
بازم مبارکت باشه

________________________

الان سه شب پشت سرهمه که دارم خواب میبینم

امیدوارم پر از سلامتی و دلخوشی باشی

__________________________

سلام

الان ۲ شبه که خواب دیدنات داره تکرار میشه، مثل اینکه دیشب تو خواب صدات میکردم و از خواب پریدم. از خودت و چشمات و 1ات و و دلت و موهات مواظبت کن

______________________

دلتنگی و نگرانی
دوست دارم اول این نوشته رو اینجوری شروع کنم: سلام ای آرامش تکرار نشدنی و دلیل بی قراری ابدی.
بعد از شنیدن حرفای اونروز تا الان تونستم و به خودم فشار آوردم و چیزی ننوشتم
بازدید های وبلاگ خودت رو نگاه میکنم( تقریبا هر روز) و به خودم تلقین میکنم که دیدی بازدیدش زیاد شد حتما خودش بوده، نمیدونم چرا ولی این تلقین رو میکنم، ولی روزایی که وبلاگ خودم بازدید میخوره دوست دارم مطمئن باشم که خودت بودی بین اون همه مشغله و کارای مهم گاهی اوقات حتی از روی عادت سر میزنی.
دلتنگی خیلی مراحل داره تا اینکه به وضعیت الان من میرسه که میگم بنویسم، فوقش یا هیچ وقت نمیخونی، یا اگر خوندی فحش میدی و ... ،در عوض تونستم یه ذره از حرفای دلتنگیم رو بنویسم و تلقین کنم که میخونی و هنوزم تونستم باهات حرف یا حتی غر بزنم.
اول دلتنگی با زیاد شدن گفتن ناخواسته اسمت شروع میشه و با افزایش دلتنگی هراه با گفتن اسمت یادآوری وقت و بی وقت خاطراتت بهم هجوم میارن و بعد از این سراغ عکست و تمام چیزایی که ازت دارم میرم شروع میکنم گفتن تمام قربون صدقه رفتنات و این قربون صدقه ها 1 میشن تا فاصله ی بین صدقه 1ام بخاطر زیباییات و صدای خندیدت و ... کم بشه و بیشتر برای چشم نخوردنت صدقه بدم.آخرین مرحله دلتنگیم به گوش دادن ویس هایی ازت دارم میرسه که با گوش دادن به هر کدوم از ویسات جوابت رو میدم و کیف صدات رو میبرم(و صدالبته صدای آقا گرگه) و این آخرین مرحله با دیدنت تو خواب خاتمه پیدا میکنه و خیلی چیزای دیگه که وقتی برا گفتنش ندارم(مثل حسرت های جگرکی و معجون و حتی چیزایی که هیچ وقت نگفتم و منتظر انجامشون بودم).
احتمالا بعد از خوندن این متن کلی فحش و بدو بیراه بهم میگی و ای بابا که این عجب آدمیه و .... . مهم نیست واقعیت من اینه که کسی شد بالاترین و بیشتزین اندازه دوست داشتن تو زندگیم که سهم و لیاقتی ازش نداشتم.
نمیدونم بعد از خوندن این دلت برای کی میسوزه یا چقدر بهم فحش میدی و ... ، فقط میدونم باید مینوشتم چون داشتم خفه میشدم.
یکی از چیزایی که همیشه کنارم هست و باهاش کلی قربون صدقت میرم گردن بندته که ...
الهی هرجا هستی خوش باشی و همه اونایی که لیاقت کنارت بودنت رو دارن ارزش وجود و دل مهربون و خنده هات رو بدونن.
خدانگهدارت عمیق ترین دوست داشتن
مواظبت کن از اون همه زیبایی و مهربونی و قشنگی 

------------------------------------------

کل دیشب رو خواب دیدم، خواب تو رو دیدم، تو خواب هم نتونستم از نزدیک ببینمت، پیام میدادی، بهت زنگ زدم، حتی تصویری زنگ زدمت و دیدمت، گفتی داری میای و منم هرجایی که فکر میکردم هستی میرفتم تا از دورم شده ببینمت ولی هرجا میرفتم نبودی یا میگفتن الان از اینجا رفت و .... .

از صبح که بیدار شدم تمام فکرم اینه که خداروشکر دیگه خانوادت میان پیشت و بیشتر از قبل خوشحال میشی و بهت خوش میگذره. الهی که سلامت و خوشحال باشی.

خیلی خیلی زیاد دوستت دارم(دلم میخواد این جمله رو یجوری بگم که هرکس شنید بفهمه چقدر ازته دل و با تمام وجودم میگم) حتی اگر منفورترین آدم زندگیت باشم

__________________

دیشب همش خوابت رو دیدم، کل شب. حتی بیدار میشدم و دوباره میخوابیدم و بازم خوابت رو میدیدم. خواب های ساده ولی خیلی واقعی .خیلی خیلی زیاد دلم برات تنگ شده خیلییییییی. اگر مطمئن بودم تنهایی و با اون حرفایی که زدی ناراحت نمیشی بمرگم قسم که حتما بهت پیام میداد یا حتی زنگ میزدم.

خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنی دوستتت دارم و نمیدونم ناراحت بشی یا نه ولی بدون اگر زنگ هم میزدم یا پیام میدادم از شدت دلتنگی حتما مستقیم و هزار باره میگفتم که خیلی دوستت دارم و تا جایی که بهم اجازه میدادی قربون صدقت میرفتم فدای چشمات و موهات و خنده هات و دستات و دلت میرفتم.

دلم میخواست میتوتستم و حتی اینجا اسمت رو با صدای بلند یا حتی فریاد مینوشتم، همونجور که چندین بار وقت و بی وقت صدات میکنم.

ا... جونم خیلی زیاد دوستتت دارم الهی فدات بشم عزیزترین موجود زیبای خدا

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی ۱۴۰۰ ساعت 14:53 توسط  | 

برچسب: نویسنده: نیکی طاهری تاريخ: جمعه 9 دی 1401 ساعت: 17:09

صفحه بندی